به نام یگانه معبودم

می دانم که هستی ای هستی ز تو. میدانم می دانم که ناظریبر همه ی عالم.ای حضور غایب پس دستگیرم باش.

در این تاریکی زمان از سیاهی رو نخوت برهانم و به سوی طلوع ایمان راهنمایم باش بگذار تا در چشمه   رحمتت تن الوده ی فانیم را بشویم و کبر و خود پسندی را ز خود دور سازم       

نمی خواهم در گردونه ی زمان همچون گوی حقیر ی باشم که به هر سو می غلتد و به هر چیز تن می دهد .

 

می خواهم آن باشم که تو می خواهی

                                                   پس معبودم دستگیرم باش!

نظرات 1 + ارسال نظر
عمو یکشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 09:42 ق.ظ http://www.pardiseshgh.blogsky.com

جبران خلیل جبران
هنگامی که عشق فرا می خواندتان
از پی اش بروید
گر چه راهش سخت و ناهموار باشد
هنگامی که بالهای عشق در بر می گیردتان
خود را در آن بالها رها کنید
گر چه در لابه لای پرهایش تیغ باشد
و زخمی تان کند
و هنگامی که با شما سخن می گوید
باورش کنید
گر چه طنین کلامش
رویاهایتان را بر هم زند
.............................................
تقدیم به شما دوست خوبم ... اگر مایل بودید به عموی پیرتون هم سر بزنید چشم براهتون هستم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد